بعد ۶سال رابطه ی عاشقانه و دوس داشتن و سختی و صبر و منتظر بودن یه شبه همه چی خیلی ساده تموم شد
هنگم هنوز
خانوادش مخالف بودن تلاش میکرد راضیشون کنه تو این چند سال بهش گفتم من واقعا نمیتونم دیگه صبر کنم هزار بار فرصت دادم تکلیف و روش کن گفت باشه ولی رفت و دیگه پیداش نشد بدون خدافظی بدون هیچی
قبلش هم بهم گفت خودمم خسته شدم گفت انقدر بهشون گفتم زبونم مو دراورده
چطوری تونست بگذره بره😭😭