هووووو این فیلم برای خیلی وقت پیش هست،خیلی از جزئیاتاشو یادم رفته دیگه
دیرگاهیست که عید ز روزهای دگر زهر تر است...صبر کن سهراب!...گفته بودی قایقی خواهی ساخت...قایقت جا دارد؟...من هم از خاک غریب خواهم رفت....پشت این شهر فقط تنهاییست..... با استکانی چای هم میشود مست شد ، اگر او که باید باشد...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.