با خواهر و مادرم.دیشب راه افتادیم ظهر رسیدیم شبم برمیگردیم تهران.ظهر که رفتیم حرم من خیلی خسته شدم.چادر واقعا سختمه بعد خانواده من یه جا نمیشینند.حالا شب دوباره میخوایم بریم حرم.هر چی میگم ظهر رفتیم میگن نه باید بریم..چی کار کنم موندم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.