خانما من موقع زایمان دومم دوروز توی ای سیو بودم وازاون موقعه 10 ماهه گذشته اما دیروز ظهر خواب دیدم روی همون تخت بیمارستان نشستم و مادرشوهرم همراهیم بود یک اقای یک ظرف غذای اومد دادبهم و مادرشوهرم پرسید شماکین گفت من شهید محسن نامی ک شفاعت دخترتون کردم ک ب این دنیا برگشت من اصلا تاحالا اسم این شهید نشنیدم بیدارشدم زدم نت دیدم ب این اسم شهید هست ب نظرتون باید خیرات بدم