2777
2789
عنوان

درد و دل

125 بازدید | 7 پست

نمیدونم چی بگم

بادوستام یه اکیپیم باهاشون تومحل کارسابقم آشناشدم همکارم بودن بعدمن ازاونجازدم بیرون بعدهایه همکارجدیدواسشون اومد

دختره خیلی توفازخودکشی و....بود هممون ناراحتش بودیم

سعی کردیم کمکش کنیم هرجاپول احتیاج داشت قرض می دادمش

خواست عمل کنه ازپنج صبح باهاش رفتم تاوقتی که مرخصش کردم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

پارسال عمل کردم مجبورشدم شماره دوست پسرموبدم بهش که حالموبهش خبربده آخه چشاموعمل کرده بودم 

دقیقابعدش اخلاق  دوست پسرم عوض شدوبعدشم بدون دلیل کات کردیم وپسره رفت با یکی رل زد که این دوستمم میشناستش

امشب هم فهمیدم کلی پشت سرم حرف زده 

تاالان خوابم نبرده نمیدونم بلاکش کنم به روش بیارم یاچی

جای من بودین چکارمیکردین؟ 

من نمیگم خوبم اماحرفایی که زده بود واقعیت ندارن بهم زنگ میزد بعدمیرفت به دوستام میگفت مریم خوش زنگ میزنه آویزونمه دراین حد

ازاونورم واقعا حس میکنم کات کردنمون زیرسرشه 

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز