من با جاریم قطع رابطم تو یه ساختمونیم با مادرشوهر ما اوایل خیلی صمیمی بودیم بعد که فهمیدم چ ماریه و چ کارایی در حقم میکنه باهاش قط ارتباط کردم بعد الان مثلا همسایه ها افطار یا حاالا مراسم دارن دعوت میکنن میریم بعد هی مادرشوهرم حرص میخوره چون من چندین بار سلام کردم ب جاریم جواب نداد که مثلا دیگران چیزی نفهمن .بنظرتون جاهایی که هست نرم که مادرشوهرم حرص نخوره ؟بنظرتون چکار کنم ؟عقب نشینی کنم ؟اینجوری هیچ جا نمیتونم برم چون ما حتی دوستامونم مشترکن 😐😐😐
همه جا برو سلامت رو بکن جوابم نداد بدرک با همون صاحبخونه بگو بخند خوش باش مادرشوهرتم خیلی نگران ابروش باید بین عروس هاش صلح برقرار میکرد فکر بقیه نباش کار خودتو کن
اره اصن نگاهشم نمیکنم خیلی لج دراره انتظار داره از همه زندگی من خبردار باشه و سرک بکشه
جاری ها همه همین جورن
ی زن عمو دارم جادوگر خیلی برامون پیش دعا نویس دعا می نوشت دعا ها از داخل خونه مون پیدا کردیم چون خونه مون ویلایی و بزرگ بود تک بود تو اون محله این زورش می اومد خلاصه دعا ها رو پیدا کردیم فهمیدیم کار همین و مادرش بوده دیگه دعا نوشته بود ک مامان و بابام از هم جدا شن خدا لعنتش کنه اما پدر و مادرم بهتر از قبل شدن خیلی بهم وابسته ان خیلی کارای بد در حق مون کرد خیلی طولانیه