سلام بچه ها خواهشا توهین نکنید انشالله ک هیچکدوم توو این شرایط قرار نگیرید
بصورت خیلی اتفاقی با ی پسر اشنا شدم سنشم کم نیست ۸سال از خودم بزرگ تره من ۲۴ سالمه و خیلی موفق و پولدار و جنتلمنه،خیلی خوشم اومد ازش اونم ب من ابراز علاقه کرد و با هم ب قرار گذاشتیم بیرون رفتیم،
منگفتم شاید قصدش ازدواج چون منم هم خوشگلم هم خانواده سرشناسی دارم(تعریف از خود نباشه)
بعد ک تلفنی صحبت کردیم گفت ک من قصد ازدواج ندارم کلا و......
منم گفتماوکی مشکلی ندارم چون واقعا عاشقشم بودم و جدایی ازش واقعا سخت بود واسم با وجود اینکه خیلی ناراحت بودم
الان ی مدت باهام چت میکنیم همش پیشنهاد های ناجور بهم میده مشخصه ک منو واسه چی میخواد ولی نمیتونم اصلا دل ازش بکنم از طرفی ب هیچ عنوان تن ب خواسته هاش نمیدم بچه ها معتادش کنم چیکار کنم الان جوابم و نمیده میگه باید بیای خونه ام