آخه ١-٢ تا شخصيت فضول تو خونمون رفت و آمد زياد دارن
اينطورى كه طرف يهو صلاح ميدونه فلان لباستو تن بزنه، يا وسايلتو ببره و بعدا خودت تلفن كنى پيگير شى
منم خيلى زورم ميگرفت، رو وسايلم خيلى حساس شده بودم
خلاصه همه كتابا و لباسا رو دادم رفت، هم برا اصلاح خودم هم برا اينكه اون اشخاص يكم خودشونو جم و جور كنن
در واقع اتاقم ديگه چيزى كه مختص من باشه توش نيست