گاهی دوسدارم برم واسه همیشه ولی کجا؟!....وقتایی که نفسم بند میاد از استرس وقتایی که بوی مخفی کاری میاد برام حالم از خودم بهم میخوره خسته میشم سرم پر میشه انگاری بوی وایتکس میاد بوی یچیز تند که هم نفستو میگیره هم اشکتو درمیاره....قلبم،قلبم تیر میکشه انگاری دوسداره فرار کنه از دستم اونم خسته شده ایکاش نبودم تو این دنیا ....بازم خدایا شکرت ولی من هنوزم توانایی مقابله با ادمات رو ندارم....یروزی دوسداشتم دور و برم پر باشه از ادمایی که دوستشون دارم ولی الان نمیدونم انگار دوسدارم فقط اونایی باشن که دوسم دارن تا من یکم استراحت کنم یکم اونا دنباله من بدوان یکمم اونا خسته شن...ادمای رو راست و صاف و ساده ای مثل من... فکر کنم دکمه رو اشتباهی زدن من همون طبقه همکف پیاده میشم خدا جون...بازم شکرت