چند شب پیش من با پسرخاله ام بیرون بودم و پسرخاله ام وضعیت مالیش خیلی خوبه ماشینش لکسوس و یکم گشتیم منو مثل خواهرش میدونه زیاد میبرتم بیرون برام پاستیل و بستنی و چیپس و تنقلات خرید و کلا خیلی هوامو داره و همیشه میگه کسی حق نداره اذیتت کنه اینو برای دوستم تعریف کردم اخه با دوست صمیمیم اتفاقات روزمره رو برای هم تعریف میکنیم بعدش فرداش که کلاس زبان داشتیم یهو یه پسری اومد دنبال دوستم گفت منم میرسونن خونه پسره با یه ماشین نسبتا مدل بالا اومد در صورتی که دوستم قبلا گفته بود ماشینش خوب نیست و پراید بعد در رو برای دوستم باز کرد و تو ماشین هی دست دوستم رو میبوسید و میگفت من عاشق زهرام احساس کردم رفتاراشون نمایشی بعدم منو رسوندن خونه حالا الان من نمیدونم توهم زدم یا این که این اتفاق که پسره اوند دنبال دوستم برنامه ریزی شده بود اخه تا اومدیم بیرون پسره جلو اموزشگاه بود در صورتی که دوستم قبلش گفت بذار زنگ بزنم ببینم فلانی میاد دنبالم یا نه اخه اینجا رو بلد نیست