سلام دوستان من مدنیه نامزدی کردیم اما نامزدم ب دلم نمیشنه قیافش خوب نبود واصلا قابل تغییر هم نبود خانواده اوایل بهم اصرار کردن که موقعیت طرف خوبه رد نکن من خودم دو دل بودم اما در طول مدت هرچی تلاش کردم نتونستم حتی دوسش داشته باشم یکی دوبار که باهم رابطه داشتیم اصلا حسی بهش نداشتم دوس داشتم بمیرم اما بهم دست نزنه حالا که جدا شدیم گف هیچوقت حلالت نمیکنم منم خیلی عذاب وجدان دارم آیا صحیحه به خاطر حس ترحم بهش برگردم؟
مشکل ما دخترا اینه ترسو بار میایم و طبیعی ترین حقمونم میدیم به اطرافیان
سیسیتونم از ۱۵سالگی اینجام ، در دوران عقد به سر میبرم ، دانشجو ام (دیگه نیستم ترم ۷ انصراف دادم تا مسیری که نصفه ول کردمو تا تهش برم بله میخوام پرونده کنکورو ببندم تا دیر نشده⏳روز ۴ام )(یه دوره طولانی افسردگی و پنیک داشتم و کم کم دارم به زندگی برمیگردم 💚🌱)
در ابن زمینه تنها کسی که مهمه خودتی اصلا و ابدا حرف هیچکس برات مهم نباشه زندگی همینجوریشم سخته چه برسه طرفت رو دوست نداشته باشی بهترین کار رو کردی ایندتم بسپار بخدا و دیگه بهش فکر نکن یه مدت هم خودتو سرگرم کنه زیاد جلو چشم نباش تا ابا از اسیاب بيفته
اره دقیقا همینطوره همه اینا هم ب جو خانواده ربطداره
تو یک نفر تغییر کن فردا پسفردا با یه بچه بخوای طلاق بگیری همین خانواده هر چقدرم حامی باشن باز نمیتونی باهاشون بسازی
اصلا اشتباه نکن اصلا
سیسیتونم از ۱۵سالگی اینجام ، در دوران عقد به سر میبرم ، دانشجو ام (دیگه نیستم ترم ۷ انصراف دادم تا مسیری که نصفه ول کردمو تا تهش برم بله میخوام پرونده کنکورو ببندم تا دیر نشده⏳روز ۴ام )(یه دوره طولانی افسردگی و پنیک داشتم و کم کم دارم به زندگی برمیگردم 💚🌱)
اره عزیزدلم درست میگی با اینکه قراره از خانواده وفامیل خیلی حرف بشنوم اما باید تحمل کتم
انشاالله صبر و تحملت زیاد میشه
و خوشبختی در انتظارته
سیسیتونم از ۱۵سالگی اینجام ، در دوران عقد به سر میبرم ، دانشجو ام (دیگه نیستم ترم ۷ انصراف دادم تا مسیری که نصفه ول کردمو تا تهش برم بله میخوام پرونده کنکورو ببندم تا دیر نشده⏳روز ۴ام )(یه دوره طولانی افسردگی و پنیک داشتم و کم کم دارم به زندگی برمیگردم 💚🌱)