2789

اول راهنمایی بودم دیدمش (توی تلویزیون) عاشقش شدم 

شد خواننده مورد علاقم  اوایلش میگفتم فقط توهم 

اول دبیرستان بهش ایمیل زدم جوابمو داد 

با شعور و مهربون بود 

انقدر ارتباط داشتیم تا شد بهترین دوستم و همدم و جوری با هم صمیمی بودیم که هر روز و هر لحظه با هم ارتباط داشتیم…

خیلی سال قبل همه میگفتن عشق نیست این که، میگفتن زودگذرِ، میخندیدن بهم، یا میگفتن یکی جدید بیاد اینو فراموش میکنی…

تلاش کردم براش، عشقی که به اون داشتم هنوز تو زندگیم تجربه نکردم، کافی بود از دستش خون بیاد زمین و زمان بهم میدوختم، اونم حواسش به من بود و بارها بخاطرم خیلی کارا کرد

به ازدواج بهش فکر نمیکردم اصلا عشقم انقدر خالص بود فقط دوست داشتم همه جوره رفیقش باشم و کنارش باشم، خوشم میومد حرفاش فقط به من میزد  

اما خدا نخواست و ازم گرفتش… بعد این همه سال 

الانم فقط خوابشو میبینم

اسمش نمیگم (یه راز بمونه) ولی فکر کنم تا آخر عمر این مدل دوست داشتن هرگز تجربه نخواهم کرد 


نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



بت یه بار دیدن عاشق شدی 

من شناختی ازش نداشتم ولی کاملا قیافش و صحنه فرودگاه جلو چشمام بود  الانم یه صیغه محرمیت سه ماهه خوندیم

.دو شب قبل داشتم تلفنی صحبت میکردیم اخه اون دو هفته عسلو هست و دو هفته شیراز ه

گفتم دلم حلوا مسقطی لاری میخاد 

فردا بعداز ظهر یه کارتن پراز خلوا با اژانس از لار فرستاده بود شیراز


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز