بچه ها من داداشم معتاده ۲۳ سالشه درس نخونده سرکار نمیره و سرباز فراریه هر روز میاد تو خونه یا دختر میاره یا بالا میاره از چیزی ک کشیده یا بوی گند مواد راه میندازه تو خونه منم دانشجو پزشکیم(اینو گفتم بدونین درسام سنگینه)تو خونه اصلا ارامش ندارم درس بخونم کتابخونه میرم ولی بازم شبا ک میام میبینم اقا تصادف کرده یا بیمارستانه هر دفعه ام بابا هییییچ کار نمیکنه باز بهش پول میده و براش بهترینارو میخره (در دوماه اخیر ۴۰ میلیون خرج کامپیوتر و تصادف ماشین اقا شد)بعد من دانشجو شدن برام لپ تاپ نخرید
خودم گرفتم
حالا دیروز حرف زدیم قرار شد دیگ بهش پول نده هرچی میخواد خودش براش بخره باز اومدم خونه دیدم بیرونه و بابامم تو حسابش پول ریخته از کوره در رفتم شروع کردم به دعوا
بابامم عصبی شد حمله اورد سمتم منم با اینکه جون نداشتم چون منو زد زدمش
خیلی در حقم بدی کرده و منم از خودم دفاع کردم چون اون اول حمله اورد سمتم فردام میرم خوابگاه دیگ تو روشم نگاه نمیکنم
ولی ناراحتم که زدمش !!!کاش نمیزدم و میرفتم اینجوری عذاب وجدان دارم
اونم نباید به خاطر پسر معتادش حمله میورد سمت من
خیای کار بدی کردم ممکنه خدا منو نبخشه😔😔