یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته
چطوری سرخود میرید از بتا مبدید🤐🤐🤐من ده روز از موعدم گذشت تااااازه به فکر بی بی افتادم..مثبت ک شد رفتم ازمایش خون گغ مثبته و تمام دیگ رفتم دکتر..اصلا نفهمیدم بتام چند بوپ