2777
2789
عنوان

دارم دق میکنم

| مشاهده متن کامل بحث + 1144 بازدید | 130 پست
چقدر زود ازدواج کردی ؟ چرا تا حالا به فکر نبودی تا برید پیش مشاور ؟ به نظرم یه تصمیم درست بگیر 

اره متاسفانه

واقعیتش الان ۱سال ونیم دوسال میشه میگم بریم وراضی نمیشه 

درمونده شدم ازجدایی هم میترسم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اره متاسفانه واقعیتش الان ۱سال ونیم دوسال میشه میگم بریم وراضی نمیشه  درمونده شدم ازجدایی هم ...

ببین اگه گوش نمیکنه و نمیاد با مشاور صحبت کن ببین نظرش راجع به طلاق چیه . من میگم  سنت کمه و حیفه که زندگیت هدر بره . خوشبختانه  بچه هم نداری 

کاربر آقا 
آخرشم تومدارکش نامه خودکشی پیداکردم..گفتم بمونم خودش بکشه بزاره گردن من...هرچی احساسات بودریختم دور ...

چقدسخت عزیزم باتموم وجودم درکت میکنم

شوهرمنم طلاهامو گرفت فروخت واسه خونه...

هیچوقتم تواین۹سال بهم یه قرون پول نداده ک لااقل پس انداز داشته باشم...

مشکلم ازاون لحاظ نیس ولی بیشتر ازخانواده و احساسات خودم میترسم

خانوادت تعصبی نبودن؟؟اذیت نشدی؟؟

اوناچجوری کناراومدن؟؟

ببین اگه گوش نمیکنه و نمیاد با مشاور صحبت کن ببین نظرش راجع به طلاق چیه . من میگم  سنت کمه و حی ...

اره خودمم همین فکرو میکنم

ببینم مشاور جی میگه

اگ بتونم برم پیشش خیلی خوب میشه

امیدوارم بزاره برم

گل بود با سبزه نیز آراسته شد

هعیییی

مشکل اینجاس ک اون حق به جانبِ باتمام این تفاسیر

بهش میگم ب اینجام رسیده 

میگ منم ب اینجام رسیده خستم کردی.

بخدا دلم میخوادبمیرم

وای ک چقد حرفات اشناس برام بازخوبه اون میزاشت کارکنی ک حقوقت وبگیره شوهربیشعور من ن تنها نمیزاره ت ...

گلم من اصلا نمیگم جدا بشی یا نه...ولی بشین خوبی  و بدی شوهرت و زندگیتم بنویس...ببین کی داره اذیت میشه و...

من کاملا با عقلم تصمیم گرفتم  اگه احساسی تصمیم بگیری صدبار بیایی باز برمیگردی


ن جانم دوران عقدخواستم برم دانشگاه اونم دولتی نذاشت بعد گفت چون قسط وام داریم برو جای خودم کاراکتری.. منم ذوق کردم گفتم حداقل گاهی باحقوقم خریدمیکنم و‌‌‌...۳سال کارکردم همه حقوق آذرماه می‌گرفت میدادجای وام..یعنی هزار تومن به من نمی‌داد

منم گفتم اشکالی نداره کمکش میکنم باهم زندگیمون میسازیم عروسی کردیم۳سال رفتم کار بازم حقوقم گرفت داد جای اجاره خونه...میرفتم کار بهم تهمت می‌زد درصورتی ک محل کارم برای فامیل خودشون بود..میگفتم خب پس حالا بدوبیراه میگی دیگه نمیرم میگفت مگه دست خودته مگه من نون خوراضافی میخام بایدکارکنی و..آخرشم اون یک ماه ک رفتم خونه پدرم و برگشتم  دیگه گفت حق نداری بری کار..منم از خدام بود چون هیچ پولی بهم نمی‌داد...هوووف چه زندگی مضخرف داشتم

چقدسخت عزیزم باتموم وجودم درکت میکنم شوهرمنم طلاهامو گرفت فروخت واسه خونه... هیچوقتم تواین۹سال بهم ...

یجورایی زندگیت مثل منه...امیدوارم همچی درست بشه.

نه پدرم کاملا منطقيه 

خودشون انقدر سر زندگی من داغون شدن ..همه نظرشون جداشدن من بود..منم تمام تلاشم کردم دیرم هیچی تغییرنمیکنه فقط منم ک دارم دیوونه میشم افسرده میشم...جداشدم


گلم من اصلا نمیگم جدا بشی یا نه...ولی بشین خوبی  و بدی شوهرت و زندگیتم بنویس...ببین کی داره اذی ...

درکت میکنم عزیزم

خیلی شرایط سخت وبحرانی داشتی 

الان شرایطتت چطوره؟؟

چندسالته؟؟

ازدواح کردی؟؟چنوقته جداشدی؟

اگ دوس داشتی برام از عکس العمل خانوادت بیشتربگو چون این موضوع ذهن منو خیلی درگیرکرده

خیلی بده اینجوری . بد دل هم هست ؟ 

خییییلی

میگم ک من حق ندارم جایی برم

سرگرمی داشته باشم

لباسموردعلاقمو بپوشم 

درس بخونم 

کلی بگم حق زندگی وازم گرفته

حقوق اولیه ی  یه انسان....

یجورایی زندگیت مثل منه...امیدوارم همچی درست بشه. نه پدرم کاملا منطقيه  خودشون انقدر سر زندگی ...

چقد خوب 

بعدازجدایی حرف بقیه اذیتت نکرد؟؟رو خانوادت تاثیری نداشت؟؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز