من خودم تجربه دارم اولش قشنگ بنظر میرسه ولی بعدش ک میری تو رابطه فقط اذیت میشی بخاطر تفاوت نظرها ک از سن ناشی میشه.باز ب خودت بستگی داره.من نتونستم تحمل کنم خواهرانه میگم بهت ک بیشتر فکر کن
حرفامو با اسم کاربریم قضاوت نکنید😐هرجا هرچی میگم میگید ن ب اسمت ن ب حرفت
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
منو شوهرمم ۱۰ سال اختلاف داریم خیلی سخته هرچی سنمون بالاتر میره بدتر میشه راهی هم ندارم متاسفانه
چقد بد ایشالا اختلاف هاتون حل بشه.چون همسرت داره میره ب سمت سن بالا بودن و شما ب سمت جوانی در حرکتی.ایشون شور و اشتیاقشونو کم کم دارن از دست میدن شما تااازه اول جوونیتون و شور و اشتیاقتونه.من ۲۳ سالمه هنوز مجردم و خیلی خوشحالم ک با خواستگارای ۱۵ ۱۶ سالگیم ازدواج نکردم.دوست دارم مجردیم یجوری زندگی کنم ک خوش بگذره بهم و پیشرفت کنم کسی ک در سطح خودم باشه بیاد خواستگاریم .ازدواج سنتی هم دوس ندارم خواستگارام تاالان سنتی بودن و پایینتر از خودم
حرفامو با اسم کاربریم قضاوت نکنید😐هرجا هرچی میگم میگید ن ب اسمت ن ب حرفت
میدونی راستش شوهرم آدم خیلی خوبیه تا دلت بخواد مهربونه دوسم داره احترام منو خونوادمو خیلی داره ولی خ ...
دقیقا مشکل من.تو ۱۹ سالگی باهمچین ادمی اشنا میشدم خانواده ها در جریان بودن دو سه بار رفتم بیرون باهاش دیدم همهههه با تعجب نگامون میکنن من خجالت میکشیدم باهاش راه برم تو خیابون.خیلی پولدار بود ماشینش مدل بالا ولی نتونستم چهرشو و سنشو تحمل کنم.بیچاره ب خودش میرسید ک مثلا هم سطح من بشه ولی خب سنش نشون میداد اون ۳۳ بود اونمویع من ۱۹.اوایلش ک تموم کردم ناراحت بودم چون وابستش شده بودم الان خوشحالم ک با عقلم تصمیم گرفتم اونموقع
حرفامو با اسم کاربریم قضاوت نکنید😐هرجا هرچی میگم میگید ن ب اسمت ن ب حرفت
دقیقا مشکل من.تو ۱۹ سالگی باهمچین ادمی اشنا میشدم خانواده ها در جریان بودن دو سه بار رفتم بیرون باها ...
باز آفرین به شما که به موقع تموم کردی منکه همیشه به بعد از طلاق فکر میکردم اینکه چی میشه بچه هم بودم میترسیدم هیچ کسی هم ازم حمایت نکرد و این ناراحتی ها هر روز داره بیشتر میشه 😪
باز آفرین به شما که به موقع تموم کردی منکه همیشه به بعد از طلاق فکر میکردم اینکه چی میشه بچه هم بودم ...
عزیزم منم وقتی میخواستم تموم کنم با گریع و دعوا تموم کردم چون خانوادم میگفتن خوبه خوبه چرا نمیخوایش؟حتی بابام باهام سنگین بود .ولی من ب آیندم فکر کردم.همش محبت میکرد ک بخوامش ولی واقعا تلاشمو کردم نتونستم دلمو راضی کنم ک باهاش بمونم.شما دیگ بچه دارید فکنم،بخاطر بچتون تلاشتونو کنید کنار بیایید پیش مشاوره برید کتاب بخونید.ب جنبه های مثبت همسرتون فکر کنید و ب سنش و چهرش توجه نکنید.اگ بچه نداشتید میتونستم بگم خب طلاق بگیر.ولی الان مای بچه درمیونه بچه ب وجود مادر و پدر در کنار هم نیاز داره.ایشالا بچتون سلامت باشه و مهر همسرتون تو دلتون بیوفته عزیزدلم
حرفامو با اسم کاربریم قضاوت نکنید😐هرجا هرچی میگم میگید ن ب اسمت ن ب حرفت