داداشم ۳۵ سالشه ۵ ساله عاشق یه دختر خانمی شدن( باهم در ارتباط نبودن فقط داداشم دورادور دوسش داشت ) دختره ۲۹ سالشه ولی یکسری مشکلاتی هست که داداشم میترسه بره عقد کنه ولی دختره پافشاری میکنه که سریع خانوادت بیان برای خواستگاری
الان مشکلات میگم خدمتتون
۱. دختره گفته بعد از عقد حق اینکه خانواده ببینی نداری و سالی یکبار عید به عید یه سر به خانوادت میزنیم
۲. دختره گفته خونه زیر ۱۰ میلیارد قبول ندارم ( خونه داداش من ۴ میلیارد می ارزه و یه جا متوسط شهر هست )برای همین دختره به داداشم گفته خونت بفروش و بالاشهر بخر چون من به هیچ وجه تو خونه ای وسط شهر نمیام
۳ . دختره گفته موقع تولدها و جشن ها من با پسر خاله هام میرقصم و تو حق اعتراض کردن نداری
داداشمم از طرفی دوسش داره از طرفی ترس داره نظر شما چیه ؟ آیا برادر های شما با چنین مسائلی کنار میان ؟