چند شب پیش شوهرم جلو بیمارستان ماشینو پارک کرد رفت سوپری چیزی بخره
منم نمیدونم از یه قضیه ای ناراحت بودم اخم داشتم
سریع آمبولانس اومد نمیتونست رد بشه بهم گفت ببخشید میشه ماشینو ببرین کنار گفتم صبر کنید الان خود شوهرم میاد
بعد گفت میتونم خودم ببرم ..گفتم بله .سریع ماشینو برد کنار و گفت به شوهرتون تذکر بدین دیگه اینجا پارک نکنه گفتم باشه
بعد برگشت گفت شمارو خدا با مهربانی تذکر بدین دعواش نکنید😁😁