2777
2789
عنوان

درددل😓

107 بازدید | 11 پست

خواهرم مدتیه که از خدا دورشده.شکست خورده،درکش میکنم.

روز هامون رو جهنم کرده... از خدانمیترسه و مثل ادمیه که به ته خط رسیده.چند بار که باهاش برخورد کردیم ، گفته خودمو میکشم.. ولی باز هم به رفتاراش ادامه میده...

یعنی منظورم اینه که هیچ امید و هدفی نداره ،زده به سیم اخر...

فقط تو فکر ازار واذیت هست😭خسته شدم ... همش نقشه میکشه و بدگویی میکنه.. وقتی کم میاره دست میزنه به داد وفریاد.‌.. 

چند بار از طرف من پیام نوشته ونشون دایی هام داده که ابروی منو ببره😭


۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من حال خواهرتون رو درک می کنم یه بار ننم به بن بست رسیدم و الان از گفتنش خجالت می کشم ولی اون روز حتی خدارو هم باور نمی کردم طوری که مامانم و بابام التماس می کردن فقط چند رکعت نماز بخونم اما مال من زیاد زول نکشید حدود ۲ یا ۳ روز حالم خوب نبود

قبلا خیلی اعتقادش خوب بود .اهل نماز روزه...ولی بعد از شکست کلا ناامید شده و به خدا کفر هم میگه😓

اگه آتئیست شده باشه زیاد بهش ور برید کلا میزاره میره فعلا خودت برو پیش مشاور برای اینکه بتونی تحملش کنی به تو هم دارو میدن

زیبایی‌های جهان به‌پیچ وتاب‌ فر موهایِ خرمایي‌اش ولاکِ زردش خلاصه‌میشود ! 💛🐣
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792