بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
3662 من ... ساخت آینده ای زیبا به روش خودم به دلخواه خودم من میتونم به اندازه ی تمام نتونستن ها و نشدن ها میتونم و میشه من باور دارم که موفقم همیشه خوشحالم من معتقدم که همه چی دست منه و من به بهترین ها دست پیدا میکنم روز به روز و من محبوب ترین و خوشکل ترین دختر در سطح و حد خودم هستم یعنی ( برای خودم برای دنیام خوشکلم ) همه ی ما خوشکل هستیم و وقتی معتقد باشی و باور داشته باشی هیچ چیزی نمیتونه جلوی راهت رو بگیره من هم معتقدم هم باور دارم پس من انسان مفید و خوبی برای دنیام خواهم بود هرچیزی ممکنه منو از روی تاپیک ها قضاوت نکن از روی حرف های خودم قضاوت نکن از روی تعریفات قضاوت نکن اگه میخوای قضاوت کنی اول بجای من توی وضعیت من با همین سن و مشخصات من زندگی کن 🤚🏻💖تو نمیتونی هویت منو بشناسی چون من اونطور که دلم میخواد هستم شاید جلوی تو یه آدم دیگه باشه ولی درونم یه چیز دیگه و یه جور دیگه باشم هرکسی با خودش راحت تره درون آدما رو هیچکس بجز خودشون نمیتونه ببینه و درون خیلی مهمه منو از درون حس کن از درون قضاوت کن و از درون درک کن دلم میخواد با اینکه خیلی ظلم وجود داره بتونم خوب بمونم و هیچ چیزی منو تغییر نده من راه درست رو انتخاب کردم راهی که شرمنده ی خودم نشم ممکنه تاپیک هایی بزنم که واقعیت نداره و فقط خیالی و تصور من هستن ولی تصور هم یجور واقعیته پس تو نمیتونی بفهمی تاپیک های من واقعیه یا نه چون شاید دارم در رویا زندگی میکنم حتی شاید خودم نمیفهمم که واقعیت کدومه فکر نکن منو میشناسی چون من اسم های مستعار استفاده میکنم و اسم هایی که در خیالاتم هستن اسم های مورد علاقم رو می خوانید و از تاپیک هام شاهد خواهید بود... من از متفاوت بودن خوشم میاد خاص میشی تک میشی و باعث تعجب همه خواهی بود معمولا به کارهایی که میکنم میگن عجیب! البته دوستام میگن😂
سلام!حال همهی ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگويندبا اين همه عمری اگر باقی بودطوری از کنارِ زندگی میگذرم که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد ونه اين دلِ ناماندگارِ بیدرمان!تا يادم نرفته است بنويسم حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بودمیدانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازهی باز نيامدن است اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ببين انعکاس تبسم روياشبيه شمايل شقايق نيست!راستی خبرت بدهم خواب ديدهام خانهئی خريدهام بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیديوار … هی بخند!بیپرده بگويمت چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شدفردا را به فا💖ل نيک خواهم گرفت دارد همين لحظه يک فوج کبوتر سپيداز فرازِ کوچهی ما میگذردباد بوی نامهای کسان من میدهديادت میآيد رفته بودیخبر از آرامش آسمان بياوری!؟نه ریرا جان نامهام بايد کوتاه باشدساده باشدبی حرفی از ابهام و آينه،از نو برايت مینويسم حال همهی ما خوب است اما تو باور نکن
سلام!حال همهی ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگويندبا اين همه عمری اگر باقی بودطوری از کنارِ زندگی میگذرم که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد ونه اين دلِ ناماندگارِ بیدرمان!تا يادم نرفته است بنويسم حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بودمیدانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازهی باز نيامدن است اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ببين انعکاس تبسم روياشبيه شمايل شقايق نيست!راستی خبرت بدهم خواب ديدهام خانهئی خريدهام بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیديوار … هی بخند!بیپرده بگويمت چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شدفردا را به فا💖ل نيک خواهم گرفت دارد همين لحظه يک فوج کبوتر سپيداز فرازِ کوچهی ما میگذردباد بوی نامهای کسان من میدهديادت میآيد رفته بودیخبر از آرامش آسمان بياوری!؟نه ریرا جان نامهام بايد کوتاه باشدساده باشدبی حرفی از ابهام و آينه،از نو برايت مینويسم حال همهی ما خوب است اما تو باور نکن