من رفتم مسافرت پنجره ی حموم باز مونده بود روبه حیاطه
خونمون ویلایی یه
برگشتم دیدم تو گوشه ی حموم لونه درست کرده و دوتا تخم گزاشته
مجبور شدم برش داشتم گزاشتم توحیاط
چون حموم استفاده میکردیم نمیشد که بمونن اونجا
پنجره رم بستم هی میومد خودشو می کوبید به پنجره😥
خیلی عذاب وجدان دارم اون لونشم نمیدید تو حیاط