2777
2789
عنوان

آه... مادر...

361 بازدید | 16 پست

مامان!درسته که تو برای من خیلی وقتا اونی ک میخوام نبودی..اما تمام این سالها که از سلامت خودت گذشتی تا من مادر داشته باشم جلو چشمامه...اما دیگ نمیتونم کبود شدن عضوهای بدنتو تحمل کنم...دیگ نمیتونم بشینم و ببینم ک ی روز ازت خدافظی کردم و رفتم سرکار و برگشتم و بابام دستشو بسته،اونقدر ک محکم تو رو زده و تو نیستی...یهو تهی می شم..و بعد از چند روز ک میبینمت.یک یا چند جاتو کبود ببینم...قبول کن ک هر لحظه بیرون خونه بودن بی اینکه ندونی تو خونه چ خبره چقدر دلهره اوره...من رو یاد دوران ابتدایی ام میندازه که همش نگران بودم بیام خونه و یه اتفافی برات افتاده باشه...و من از کبودی وحشت دارم..وحشت...

کاش میفهمیدی که باید بری...برای همیشه این خونه رو که هیچ رنگی از خوشبختی برای تو نداشت رو ترک کنی..آرزو می کنم روحت آروم بشه یه جای دیگه...

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

اشکم در اومد اول سحرگاه

 😊کاربرقدیمی هستم به حساب قبلی وارد نشد😊لطفا برای سر و سامان گرفتن کارام صلوات میفرستید، دعایم میکنید لطفا، منم دعاگو هستم؛ انشالله همه به آرزوهاشون برسند🌹💐كيبرد كوشيم عربي هست فقط، حروف رو ندارم براي همين غلط ميشه كلمات  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز