مامان گفته بود نوه می خواد. منم علاقه ای به ازدواج نداشتم. در نتیجه تسلیم خواسته اش شدم. که فقط براش یه نوه بیارم و ازدواج نکنم. خودش رفت یه دختر بی سواد رو از توی ده برام خرید. یعنی من باید با این باشم تا برام بچه بیاره؟! روسریشو از سرش کشیدم و دست کردم توی موهاش، چقد چرب بود. کمی هلش دادم عقب و سرش داد کشیدم: _ گمشو برو حموم موهاتو بشور ... انگشتمو سمتش گرفتم و با صدای بلند تری داد زدم: _ ....فهمیدی؟! از زن پر مو خوشم نمیاد..
بچه ها خیلی دنبالش گشتم پیدا نکردم ممنون میشم اگر بگین