2777
2789
عنوان

ناراحتم

82 بازدید | 6 پست

دیشب و پریشب مامانم برای شام مهمون دعوت کرده بود. بعد از اینکه مهمونا رفتن، من و زنداداشم و مامانم تمام ظرف ها رو شستیم و خلاصه آشپزخونه مرتب و منظم شد. 

ولی امروز مامانم خیلی خسته بود، از اینکه دو شب پشت سر هم مهمون داشت. بعد امروز مامانم داشت با خالم صحبت می کرد و می گفت که خیلی خسته شدم. ولی خدا خیرش بده مریم (زنداداشم) کمک کرد و آشپزخونه کاملا تمیز و مرتب شد. 

منم اونجا پیش مامانم نشسته بودم. ولی خداییش ناراحت شدم. انگار من هیچ کاری نکردم🥺

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم یه بار همه خونرو تمیز کردم ولی مامانم پیش خاله هامی گفت که این هیچکاری نکرده منم نامردی نکردمو یه قشقرق حسابی بپا کردم همه ی کار هایی که کردمو بروش آوردم الان اگه کارم نکنم پیششون میگه فروزان همه ی کار رارو کرده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز