بچه ها دلم میخواد یه روز خوب با بچه م داشته باشم مثل بقیه مادرا،خیلی سختی کشیدم 17 18سالم بود که گول همسر سابقم رو خوردم بعد ازدواج کردیم تو سن کم بچه دار شدم مادر شوهرم بهم گفت چقدر عجله داشتی میخواستی جا پاتو سفت کنی بعدش همسرم یه خانمی اومد پیش شون مشغول به کار شد بعد دیگه به من خیانت کردن و من از اون روز بدبخت شدم الان فقط تنها آرزوم بچه مه 😭
در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش یه مردادیه جذاب
من بودم طلاق میگرفتم خودم شروع میکردم یاد گرفتن کار و مستقل شدن و برای خودمو بچم بهترینو میساختم یا هم تو این فرصتی ک طلاق نگرفتم توخونه مهارتی ک دوس دارم و شروع میکنم و یواشکی ازش پول در میارم .. اوضاع ک خوب شد میزارم میرم