خدایا...
من تازه پیداش کردم💔
من دو سال ازش بیخبر بودم نکنه بازم قراره ازش بیخبر باشم؟!
خب بچه ها قضسه ازونجایی شروع شد که من از بچگیم با یه پسره بزرگ شدیم و عاشق هم بودیم تا اینکه دوسال ازش بیخبر میشمم🥲💔
ابان دعوت میشم عروسی خواهرش و دوباره همه چی شروع میشه💔 اما این سری که اومدم جزیره هر روز به بهونه های مختلف میرم بیرون هر کوچه و خیابون و هر جای شهر رو میگردم ولی نیست انگار اب شده رفته زیر زمین همیشه میومد سوپر کنار خونه بابابزرگم ولی حدود پنچ روزه ندیدمش💔 تو دلم اشوبه اشوب نیترسم از نبودش من کم تو این دوسالی که نبود رجر نکشیدم💔