تو دوران دانشجویی عاشق هم شدیم
۵ ساله باهمیم. خانواده من الویت ازدواجم رو شغل دولتی میدونن باید طرف کارمند باشه
وقتی بهش گفتم تصمیم گرفت برع لب مرز استخدامی های نظام راحته. ولی قبول نکردم و تصمیم گرفت لیسانسشو تموم کنه وبره افسری بهمن درسش تموم و گزینش اسمشو نوشت اما بهش ۱ ماهو نیمه زنگ نزدن. برای مصاحبه یا ازمون یا هرچیزی
ماشین نداره خونه هم ندارع اما وضع پدرش خوبه. میتونه کمکش کنه اما میگه میخام با پول خودم رو پای خودم باشم بخرم
خانوادم تحت فشارم گذاشتن که به خاستگارا چرا جواب منفی نمیدی چون شهر ما دخترا زود ازدواج میکنن من سنم زیر ۲۵ هست و هی همه میگن موقعشه
۵ سال گذشت و میترسم بهش زنگ نزنن یا کارش جور نشه در غیر این صورت سرباز میشه و ۲ سال سربازی براش میفته
نه میتونم رهاش کنم اگر کار و موقعیتش جور نشه خانوادم عمرا قبولش کنن
واقعا از زندگی سیررشدم 🙂