میسپرمش بخداوهیچی نمیگم،قبلااینقدحرف هامیزد ناراحت میشدم ریختم توخودم اماته قلبم گفتم خداازت نگذره،بعدچندسال اینقدازش ناراحت بودم هرشب سرمیذاشتم روبالشت میگفتم خدایافلانی روبه توواگذارکردم،یه شب خواب میبینه من میرم توخوابش نفرینش میکنم ازترسش میادبه شوهرم میگه تورخدابگوحلالم کنه😃😃