من با یکی از فامیلای خیلی نزدیکمون اصلا رابطه ی خوبی ندارم(خانومه) تاحالا خیلی دلمو شکونده و به اسم دلسوزی هرچی دلش خواسته و از دهنش در اومده بهم گفته و همیشه رو اعصابمه
پارسال اینقد بهم گیر داد و اذیتم کرد تا اینکه تهش بد یه روحیه ی داغون و خراب نشستم سر جلسه کنکور و گند زدم
نه من چشم دیدنشو دارم نه اون
امروزم داشتم با یکی دیگه شوخی میکردم عین قاشق نشسته پرید وسط و جلوی طرف گند زد تو شخصیتم منم عجله داشتم باید آزمون میدادم نمیتونستم برگردم چهارتا درشت بارش کنم یکم دلم خنک شه
دوستامم که خیر سرشون همه چی هستن الّا دوست
فقط وقت خوشحالی و مسخره بازی سر و کله شون پیدا میشه بقیه ی اوقات غیب شدن 🤕🤕🤕