خستم از این روزهای تکراری
خستم از تظاهر
نمیدونم چیکار کنم
۲۷ اسفند عقد کردم با پسر خالم
تحویل سال هرچقد میخواست حالمو خوب کنه نمیتونستم خوب باشم،خوشحال باشم نمیتونستم اشک نریزم نمیتونستم جای خالی شونو ببینم و بی تفاوت باشم
میدونستم دل پسر خالم میشکنه میدونستم ناراحتش میکنم ولی دسته خودم نبود و نیست
دلم خیلی پره،دلم گرفته ،اصلا حوصله ندارم😭😭😭😭