دلم میخواد از ایران برم از این آدم نامرد فرسخ ها دور بشم تو اون هوایی که نفس می کشه نفس نکشم برم کانادا یک خونه آروم داشته باشم تنها با یک دوچرخه باهاش صبح ها برم کافه قهوه بگیرم برم کنار دریاچه آروم فارغ از این که یک روز منو ندید مثل اشغال منو ندید رفت سراغ یکی دیگه فارغ از گذشته تلخم