ما تهران هستیم .پارسال عید رفتیم قم خونه خالم بعد من مریض شدم .خونه مامانم یزد هست بعد فامیلای شوهرمم یزد هستن خانوادش گیر دادن مارو ببر شوهرمم گفت خانوادمو باید ببرم در صورتی ک اونا تویه ماشین جدا ک مال خواهرشوهرم بود رفتن .انقدر حالم بد بود تب و لرز داشتم و بدن درد هرچی گفتم بریم خونه قبول نکرد و با همون حالم منو برد یزد .توراه کلی استفراغ داشتم ن شوهرم حالمو پرسید ن خانوادش شب هم اونجا رسیدیم بخاطر حرف فامیلاش دکتر برد و اصلا نزدیکم نیومد بعد رفت طبقه بالا با فامیلاش قلیون کشیدن منم فرداش گفتم ببر خونه مامانم منو جلو در مامانم پیاده کرد خودش رفت اینقدر حالم بد بود حتی یه زنگ هم نزد هرچی بهش میگفتم بیا پیش بچه گریه میکنه پیش مامانم نمیمونه من درمانگاه بستری شدم نیومد آخرش مجبور شد اومد و اصلا نزدیکم نیومد ک این کرونا داره دوباره رفت پیش خانوادش گشت و گذار یبار مادرشوهر عفریتم زنگ نزد یا ب شوهرم بگه برو پیش زنت فقط اینو میبردن این ور اون ور گشت و گذار با ماشین .خلاصه چنان دلم شکست و باشوهرم دعوا کردم تا یه ماه قهر بودیم.الانم من ۲هفته پیش خونه مامانم بودم الان دوست ندارم برم باز هی ازم پرسیدن نمیری گفتم ن بعدش دیدم گیر دادن ب شوهرم ما رو ببر.من میخوام برم مشهد یزد نمیرم.هر سری جایی میریم یا خواهرشوهرم یا اینا بهمون آویزون هستن
من بمیرمم خانواده شوهرم حتی یه احوال پرسی ام نمیکنن
کلا نباید ازشون توقع داشت
براشون عروس مهم نیس
هیکل بد و شیر شما هیچ ربطی ب زایمان شما نداره عزیزم تغذیه و رعایت های شما بعده زایمان نوع هیکل شمارو میسازهبرای شیر هم بعضی خانما شیرشون کم هست بعضی زیاد!! من هزارتا سزارینی دیدم با شکم های تخت و همینطور هزارتا سزارین دیدم با شکم های اویزون(خاهشا اطلاعات نداری از سزارین بد نگو) هیکلت دست خودت تلاش های بعده زایمانته..من سزارین بودم شب قبلش شیو کردم صبح ارایش کردم موهامو بافتم لباس تمیز پوشیدم رفتم بیمارستان بعدم اتاق عمل و چنددقیقه بعد نینی بغلم و عکس سلفی هم انداختم بعده زایمان هواسم ب تغذیه و خوراکم بود ورزش هم گاهی میکردم الان هم ۶۰کیلوهستم(من طرفدار سزارین یا طبیعی نیستم هرخانمی حق انتخاب نوع زایمان خودشو داره بعضیا طبیعی بعضیا سزارین جفتش محترمه و البته هرکدوم سختی خودشو داره)