سلام دوستان
من سال تحویل خونه ی مادرشوهرم بودم و چون عیدی دومم بود خب بازم خیلیا عیدی دادن بهم ولی تو فامیلی ما رسم نیس عیدی بدن همون سال اول نامزدی میدن
بعد شوهرم به شوخی گفت که ۵۰۰ میدم بهت ولی هرچی جمع کردی تا اخر عید همشو بده به من 🤣 ماهم زدیم زیر خنده منم گفتم که اخه از کجا معلوم شاید ۱ تومن جمع کردم شوهرمم گفت از کجا معلوم شاید من ضرر کردم...دیگه تموم شد
بعد هر جا که میرفتیم هرکس به ۵۰ /۱۰۰ میدادن و مادرشوهرم تا از مهمونی در میومدیم میگفت من دیگه تورو نمیبرم بیرون یا اون پولارو تقسیم کنیم ....خب میدونم اینا خیلی شوخ طب هستن شوخی کرد ...منم زدم زیر خنده گفتم باشه ...
بار دوم که رفتیم خونه ی یکی دوباره گفت
همچنین بار سوم، بار چهارم😐😐
منم زیاد شوخی نمیگرم اخه شوخی چند بار میشه یبار دوبار سه بار نهایت ۵ بار دیگه بار اخر همه ناراحت میشن خب😐
منم از اون دسته آدمام که حرفی نمیزنم نمیزنم نمیزنم دیگه بار اخر جمع میکنم عصبی میشم دعوا راه میندازم
دیشبم همین کارو کردم اوردم پولارو انداختم جلوی شوهرم
گفتم بسه دیگه از دمه عیدی این حرفو میزنین مادرشوهرم برگشت گفت داشتم شوخی میکردم منم گفتم اخه شوخی میشه یبار دوبار سه بار...نه که هر بار
گفتم هر آدم فرق میکنه یکی باهاش هر چقدرم شوخی کنی به هیچیش نیس ولی بعضیا خب شوخی برنمیدارن منو با خودتون یکی نکنین ۵ تا انگشت دارین کدومش برابره؟؟؟
گریه زاری را انداخت خدا منو محتاج پول تو و پسرم نکنه
داشتم شوخی میکردم همسایمون (با همسایشون خیلی جون جونی هستن ) مگه پسرای اونا به من این حرفو میزنن من ناراحت میشم و....
فکر کنم ۱ ساعتی فقط گفت
شوهرمم از اتاق جاشو برد انداخت تو پذیرایی
ولی شوهرم طرف هیچ کدوممونو نگرف فقط به مادرش گفت که مامان کاریت نباشه چیزی نگو ولش کن
مادرشوهرم از اون آدماس که بدنش دیگه نای موندن نداره ادای زنده بودنو تظاهر میکنه چون که شوهرشو از دست داده خیلی همو دوس داشتن بخاطر همون سر هر چیزی گریه زاری را میندازی و دستش میگیره و تکون نمیخوره تا باید بره دکتر سرمو آمپول و...بزنه
منم فقط سپردمش به خدا میگم سر دخترش بیاد تک تک کارایی که با من کرده
حالا اشتباه از من بود یا مادرشوهرم؟؟؟؟