بچه ها من 16 سالمه کسی هم ک از بچگی دوسش دارم یک ماه ازم بزرگتره
داستان ما از این قراره ک ما قبلا هم بازی بودیم اقواممونه بعد من خیلی دوسش داشتم و دارم البته خیلی مغرورم و از این مدل دخترا نیسم ک هر روز ی کراش و دوست پسر عوض کنم تا حالا همچین کارایی نکردمو میخوام فراموشش کنم اما اون گوشه های ذهنم هست اون موقع ها ک بچه بودیم من 9 سالم بود ی یکی از دوستام گفته بودم بعد میدونم باهاش بهم بخورد رفت ب پسره گف ک دوسش دارم اما اون کس دیگه ای رو دوست داشت از اون موقع ما دیگه هم بازی نشدیم منم دیگه خیلی خودمو میگرفتم و... کلاس هفتم ک بودم ی بار با تمسخر گف تو منو دوست داری و... منم گفتم اشتباه متوجه شدی و از لجش گفتم کس دیگه ای دوست دارم هوا برت نداره حالا امروز رلشو ک میشناسم دیدم تو عروسی باهم سلام و علیک و...حرف زدیم تو حرفاش گف ک نگا عشق سابقت اونجاس
منم ب رو خودم نیاوردم گفتم کی میگی گف فلانی میگم منم گفتم کی گفته دوسش دارم و... من کس دیگه ای دوس دارم بهشم گفتم و اونم گف ک این همون موقع کلاس سوم بودین زده تو گوشت و... حالا اون دختره نمیدونه ک من میدونم باهم دوستن و پسره براش تعریف کرده من گفتم کی گف نگفت اما خیلی عصبیم چرا همش میخواد پسره ک غرور منو خورد کنه الان چندین سال گذشته آیا هدفش چیه البته دروغم گفته بود زدم تو گوشش شما نظرتون چیه
من اصلا ب پسره محل نمیزارم اونم ب من محل نمیزاره