مادربزرگ همسرم همین اسفند فوت شد و مادرشوهرم هزار بار به منو خانوادم گفت عید نداریم ، ما هم دیدن رفتیم با خانوادم شهر دیه
دیروزم همسرم اف بود نیومد اصن منو ببینه
امروز ازم پرسیده برای عید خانواده ات میان خونمون ؟ گفتم نه احتمالا عزادارین خب
بهش برخورد و شروع کرد داد و بیداد
بهش گفتم خب من میام ولی خانوادم که وظیفه ندارن تازه مادرت گفت که عید ندارین خب نمیشه که
بهم گفته عجیب غریبین و چه گ و ه ی خوردم اینجا زن بردم و از این مزخرفات
اخه من چچوری وقتی ننه اش میگه عید نداریم خانواده مو مجبور کنم برن عید دیدنی ؟؟؟