امروز شوهرم شیفت بود.... عصر بهش گفتم میریم شهر بازی گفت باشه با تاکسی برو با تاکسی بیا
گفتم چشم
بعد وقتی از شهر بازی اومدیم بیرون پسرم گف پیاده روی کنیم یکم عصر بود.... منم گفتم باشه
یه مسیری رو رفتیم در حد نیم ساعت
بعد سرد شد تاکسی گرفتم
ب شوهرم خبر دادم ک رسیدیم خونه
گفتم با تاکسی رفتیم و برگشتیم
گف مطمعنی؟ گفتم آره
گف ولی تا چهار راه پیاده رفتین 😐😐😐😐😐🚶🏼♀️🚶🏼♀️🚶🏼♀️🤦♀️🤦♀️
دروغ نگو بهم
شب بخیر!!!!!!!!
حالام قهره
خیلی حساسه رو تنهایی بیرون رفتن و.... واسه همین نگفتم
گفتم شاید چیز مهمی نیس
ولی خب نمیدونم ا کجا فهميده
حالا شما بگین چیکار کنم
هنوز نيومده
چی بگم بهش😭😭💔💔