امروز برای خواهرم عیدی اوردن بعد مامانم گفت بیا چایی ببر چایی خیلی سنگین بود بردم به خواهر شوهر خواهرم رسید یکیش ریخت اصلا من دستمم نخورد خود بخود افتاد اونم گفت اگر خواستگار برات امده بود میرفت البته با شوخی منم گفت بره من از خدامم هست اگر ی روز امد حتما همین کار میکنم الان از خجالت امدم داخل اتاقم 😒😔