2777
2789
عنوان

سیاست زنانه

213 بازدید | 21 پست

سلام عزیزان من تازه عروسی کردم همش با همسرم بحثم میشه اون یادش می‌ره ولی من نمیتونم و باهاش حرف نمی‌زنم تا چند روز چیکار کنم😔کنکوریم و اصلا نمیتونم تمرکز کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام عزیزم من از دلایل بحث کردن و قهرتون خبر ندارم و مطمئنا ی دلیلی هم وجود داره. ولی اگر نمی تونید بحث نکنید لااقل ی کاری کنید من و همسرم زمانی که عقد بودیم به هم ی قولی دادیم اینکه وقتی قهر میکنیم نزاریم بیشتر از یک ربع طول بکشه یا خودمون باهم حرف بزنیم و درستش کنیم یا اون طرفی که میدونه مقصر هست بره از دل اونیکی در بیاره و با صحبت کردن درست بشه..

بنظرم خوبه با همسرتان صحبت کنید و بگید که این قهرهای طولانی چه عواقبی داره و باعث سردی روابطتون میشه و باهم ی همچین قول و قراری بزارید تا تو اون موقع مشکلات سریع برطرف بشه...

اینو فراموش نکنید اکثرا مشکلات ما از حرف نزدن باهم هست اینکه خواسته هامون رو درست توضیح نمیدیم و باهم صحبت نمی کنیم.


ببخشید زیاد شد. البته نمیدونم روش درستی گفتم یانه ولی سعی کردم تا جایی که میتونم درست راهنمایی کنم.

انشاالله همیشه شاد باشید♥️♥️

سلام عزیزم من از دلایل بحث کردن و قهرتون خبر ندارم و مطمئنا ی دلیلی هم وجود داره. ولی اگر نمی تونید ...

خیلی ممنونم از صحبتاتون...ما با مادرشوهرم اینا تو یه ساختمون هستیم مثلا من می‌خوام مامانم اینارو دعوت کنم ب همسرم میگم میگه عب نداره می‌ره پایین میاد بالا میگه تو بزرگ تر کوچیکه تری حالیت نیست منم ب آبجی اینا میگم بیان خواهر بزرگ‌ترش منظورشه...این طور رفتاراشو نمیتونم تحمل کنم..یه ساعت دیگه ک‌میاد پیشم انگار ن انگار چیزی شده سریع یادش میره

خیلی ممنونم از صحبتاتون...ما با مادرشوهرم اینا تو یه ساختمون هستیم مثلا من می‌خوام مامانم اینارو دعو ...

خواهش میکنم . والا منم میگم کامل در جریان مشکل شما نیستم و هرچند مطمئنا یک مشکل نخواهد بود چون همه ما هم این مشکلات رو داریم ولی شما سعی کنید شوهرتون رو با سیاست سمت خودتون نگه دارید مثلا به عنوان مثال می تونید زمانی که میخواید خانواده اون رو دعوت کنید و می دانید که خواهرشوهرتون رو چند وقته دعا کن نکردید و همسرتان دوست داره دعوتشون کنید اینبار شما خودتون پیش قدم بشید و پیشنهاد بدید که چطوره اونا رو هم بگیم بیان؟ و یا اگه دوست ندارید با خانواده تون بیان یک روز قبلش اونا رو دعوت کنید بیان مطمئنا اینجوری موقعی که خانواده اون رو میگید چون شب قبل بودن دیگه همسرتون نگه اونا رو هم دعوت کنیم .و متوجه میشه که شما به خانواده ایشون هم به اندازه خانواده خودتون احترام و ارزش براشون قائل هستید.   

خیلی ممنونم از صحبتاتون...ما با مادرشوهرم اینا تو یه ساختمون هستیم مثلا من می‌خوام مامانم اینارو دعو ...

و اینکه میگید سریع یادش هم میره یعنی اینکه همسرتان هیچ قصد و نیت بدی نداره فقط یک لحظه شاید با خودش گفته بزار ببینم خانواده منم همینقدر براش مهمه؟؟ بنظرم اینجور مواقع خودتون پیش دستی کنید.

البته من به اخلاق همسرتون آگاهی ندارم یا دیدی ندارم فقط صرفا اون چیزی که فکر میکنم ممکنه درست باشه دارم میگم حالا خودتون اگه انجام بدید با شناختی که دارید بهتر می تونید ایشون رو قانع کنید 

خواهش میکنم . والا منم میگم کامل در جریان مشکل شما نیستم و هرچند مطمئنا یک مشکل نخواهد بود چون همه م ...

من حرفی ندارم با دعوتشون الان چند ماهه عروسی کردم همش بابام اینا و دوبار دعوت کردم و خونواده خودش پنج باری دعوت کردم....حرف من اینکه باید بهم بگه خانوم نظرت چیه ب اونام بگیم...ن اینکه بره پایین مادرشوهرم بکنه تو سرش ک بزرگتر کوچکتر ندارید...این بهم خیلی برخورد اگه نظر خودش بود میگفتم چشم ولی اینکه یادش میدن و اونم گوش میده ناراحتم میکنه

من حرفی ندارم با دعوتشون الان چند ماهه عروسی کردم همش بابام اینا و دوبار دعوت کردم و خونواده خودش پن ...

زندکی مشترک یعنی بامشورت هم ولی اینکه بدون نظر من دعوت کنه رو دوست ندارم..چندبارهم بدون اینکه بهم بگه این کارو کرده....یا خود مادرشوهرمم اینطور وقتی بچه هاش ک شهردیگه ای میشن میان خونه مامانش اینا ...زنک میزنع ب همسرم میگه ب زنت بگو فلان غذا رو درست کنه میایم شب اونجا...این کارشون درست نیس...اون یکی عروسشون پارسال آزمون داشت بخدا عید دیدنی هم نرفتن خونشون گفتن داره میخونه ولی نمیدونم چرا با من اینطوری میکنن

من حرفی ندارم با دعوتشون الان چند ماهه عروسی کردم همش بابام اینا و دوبار دعوت کردم و خونواده خودش پن ...

خوب بنظرم باهاشون صحبت کنید نه حالا اینکه مستقیم بگید که خانواده ات تاثیر گذاشتن و پرت کردن . ی موقعی کاملا آرومه بهش بگید آره مثلا من دوست داشتم فلان چیز رو اینجوری بگم بگی من از اینکه اون کار رو انجام بدیم ناراحت نبودم برا تین ناراحت شدم که بهم بد گفتی و یا باهام مشورت نکردی .. اگه بهم می گفتی خانم فلان کار رو بکنیم من شاید اصلا خوشحال هم میشدم و خودم با انگیزه انجام میدادم  ولی دوست داشتم اول با مهربونی بگی بعد باهم تصمیمم بگیری یا من حمایتت میکردم یا قانعت   میکردم به فلان دلیل نمیشه... من دوست دارم به هم احترام بزاریم و تو زندگی باهم تصمیم بگیریم. و اینجور چیزا اونوقت خودش متوجه میشه که اگه درست خواسته اش رو بیان کنه توام مخالفتی نداری

زندکی مشترک یعنی بامشورت هم ولی اینکه بدون نظر من دعوت کنه رو دوست ندارم..چندبارهم بدون اینکه بهم بگ ...


آره دقیقا درست نیست منم موافقم و خب نمیدونم چقدر با خانواده شوهرت راحتی من خودم چون دانشجو ام و از جهتی معلم هستم سخته که همینجوری مهمون سر زده بیاد خونم برا همین چند بار که با مادرشوهر و اینا صحبت میکردیم بحث که به اونجا کشید گفتم آره مثلا الان دوره ای نیست که ما سرزده بریم خونه کسی( خودمو مثالم زدم که ناراحت نشن) شاید فلان چیز رو نداشت روش نشد بگه به ما یا کار داشت یا نبود اصلا موقعیت درست نبود اینا مثلا خودم تا از مدرسه بیام به کارا برسم و از طرفی استراحت کنم و همسرم هم سر کاره واقعا سخته سرزده مهمون بیاد و فلان بعد او نام هم تایید کردن و و فهمیدن  وو از طرفی شرایطم رو به همسرم گفتم که اینجوریه خب سخته نمیشه اونم به مرور عادت کرده و متوجه شده کاملا

حتما ازین راهنمایی هاتون استفاده میکنم 😘😘😘🌹

فقط ی چیزی مطمئن باش احترام احترام میاره،... سعی کن همیشه به همسرت نشون بدی که چه احترام و ارزشی برا خانواده اش قائل هستی..


به عنوان نمونه همسر خود من بارها گفته وقتی میبینم که احترام میزاری به خانواده ام هم علاقه من بهت بیشتر میشه و احترامی که برای تو و خانواده ات قائل هستم. 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز