بچه ها دیشب تاپیک زدم ک یخچالمون سوخته فردا نممایندگی گف بعد عید میایم سرمون شلوغه تا بعد تعطیلات یخچال نداریم من ب مادرشوهرم گفتم بیارم بزارم یخچال شما اونا طبقه پایین مان و دوتا یخچال دارن غیر مستقیم گف که نه گفتش رفت و آمدت سخت میشه بزارید جا یخیه یخچال اخه دوقولو عه و جا یخیش نسوخته حالا مگه میشه رب بخام بردارم یخ میزنه پنیر بخام بردارم یخ میزنه نمیتونم آبمون یخ میزنه باز الان پایین بودم گفتم مامان یه آب خنک بده ما که آب خنک نداریم باز نگف بیارین بزارین من ب شوهرم گفتم ببریم اما الان که فک میکنم پشیمون شدم ب درک بزار خراب بشه همه چیم من نمیتونم منت بشنوم ب شوهرمم میخام بگم مادرت دوس نداره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.