2777
2789
عنوان

مادرشوهرم

201 بازدید | 4 پست

بچه ها دیشب تاپیک زدم ک یخچالمون سوخته فردا نممایندگی گف بعد عید میایم سرمون شلوغه تا بعد تعطیلات یخچال نداریم من ب مادرشوهرم گفتم بیارم بزارم یخچال شما اونا طبقه پایین مان و دوتا یخچال دارن غیر مستقیم گف که نه گفتش رفت و آمدت سخت میشه بزارید جا یخیه یخچال اخه دوقولو عه و جا یخیش نسوخته حالا مگه میشه رب بخام بردارم یخ میزنه پنیر بخام بردارم یخ میزنه نمیتونم آبمون یخ میزنه باز الان پایین بودم گفتم مامان یه آب خنک بده ما که آب خنک نداریم باز نگف بیارین بزارین من ب شوهرم گفتم ببریم اما الان که فک میکنم پشیمون شدم ب درک بزار خراب بشه همه چیم من نمیتونم منت بشنوم ب شوهرمم میخام بگم مادرت دوس نداره 

راس میگه خب چطور میخوای هی بری هی بیای..

ی یخچال کوچولو ازینا ک تو هتل ها میزارن پیدا کنین بنظرم از دیوار یا جایی..تا آحر تعطیلات کم نیست هاا

این روزا.. یه "قاب عکس خالی" ام..

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز