2821
2789
عنوان

زن عموم.....

11284 بازدید | 196 پست

من مامان بابام آبجیم دوماه مردم من 17 سالمه با داداش 5سالم خونه عموم میمونیم زن عموم خیلی با هم مهربون هست و عموم بچه هاشم همین طور امروز زن عموم فکر می کردم من خوابم داشت با داداشش حرف می‌زد که 22سالشه یه بار منو از بابام خواست بابام خیلی عصبی شد گفت دختر من هنوز بچس دورش بگردم بابامو خیلی هوامو داشت کجاست بدونه حالم چیه داشت میگفت فعلا خونه منن باهاش( منظورش من بود) خوب رفتار میکنم اعتمادشو جلب کنم بعدم یکم حالش بهتر شد تو عقدش میکنی سر پرستشم شوهر منه من راضیش میکنم دارم دیوونه میشم این همه محبتش به خاطر این کارا بوده منو بگو فکر میکردم میخواد تمام مهربونی مامانمو جبران کنه اما.... حتی گفت خیلی خیلی ارث از باباش براش مونده نگران نباش باید با ازدواج کنه خدایاااا چرا منو ییتیم کردی آخه من تو تمام تاپیک هام از زن عموم ممنون بودم اما الان چی کار کنم خدا فرار کنم با داداشم یا بگم عمو منو ببر خونه خودمون؟ 😭😭😭😭

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

وای عزیزم خدا بهت صبر بده  پدر بزرگ مادر بزرگ از هیچ طرف نداری ؟

دارم برم خونشون عموم میگه اونا پیرن تو تو این وضع بینن ناراحت میشن آخه من نابود شدم بعد مرگ اونا 😭😭

چرا فراررر؟؟ اگه خونه دارید برو خونه خودتون.مطمعنا از پدرت یه ارثی مونده ک بتونید زندگیتونو بگذرونی ...

من دختر 17 ساله تنهام ترسم تا حالا بدون مامان یه جا هم نرفتم اونا منو ول کردن رفتن اون دنیا من بیچاره چی کار کنم 😭😭

2790
2823
2791
2779
2792