دلم گرفته. از دست خانواده شوهرم فرار کردم. کلی دعوا کردم تا همسرم راصی شد. اینجا خونه خریدیم. خیلیخرجش کردیم. و گر ن بر میگشتم.
خانواده همسرم خیلی دخالت میکنن ت کارامون. حتی الانم دور شدیم چون قبلش نگفته بودیم یهو اسباب فرستادیم بعد گفتیم. چیزی نشد بگن. تا اینکه این سری رفتیم خونشون بد دعوامون شد و خیی حرف بارم کردن.
من دلم مامانم میخاد😢