دوس داشتم مجردی کنم خونه جدا و مستقل خودم کار کنم اصن ازدواجو دوس نداشتم به خاطر سختگیری خانوادم مجبور شدم باز نمیگم خودم دوس نداشتما داشتم ولی خواسته ۱۰۰٪ دلم نبود یه پسریم خیلی به پروپام میپیچید که خیلی وضع مالیش خوب بود و واقعن از لحاظ مالی ساپورت بودم ...شوهرمم هعی پاپیچ شد میبرد منو میاورد گوشیمو چک میکرد که مبادا کسی منو از راه به در کنه شاید خیلیاتون بگید خانوم تو هرزه ای دنبال عشقو حال و مجردی ای ولی نه این خب یه سبک زندگیه .هرکی مختاره تصمیم بگیره صرفا ازدواج هدف خیلیا نیست... من یه تایمی سنم کم بود مدل میشدم تو یه سری آرایشگاه های معروف دوس داشتم مدل شم حیف نشد این رویای من بود نرسیدم بهش . الانم شوهرم اصن میل جنسی نداره بهم دو هفته ای یه بار اونم خودم بگم بهش میگه تو آخه پایه نیسی ...حالا دوس بودیمااا ول نمیکرد منوهااا نمیدونم والا قبلن هرچی حقوق میگرفتم واسه خودم بود الان همهچیم شده مال اون واسه خودم لباس یا چیزی میخرم انگار فش ناموس دادم بهش میگه خرج خونه رو بده یکم کمک کن من که ماشینمو دادم زیر دستش ر به ر میره جریمه میشه میگه به درک پولشو از رو ماشین کممیکنم این تموم سرمایه ی منه