2777
2789
عنوان

احساس گناه

88 بازدید | 0 پست

سلام من ۲۲سالم بود ازدواج کردم یه دختر ته تغاری که همه چیز داشت عروس راه دور شدم از یه خونه۸۰۰ متری رفتم آپارتمان۸۰ متری فقط به امید اینکه فکر میکردم خیلی قراره خوش بگذره متاسفانه با یه شوهر بچه نه نه و یه خانواده بی نهایت ایراد گیر روبرو شدم خیلی جنگ و جدل داشتیم تا پای طلاق رفتیم ولی بابام نزاشت منو برگردوند شهر خودمون بهمون خونه داد به خیالی که دوریم خوب میشیم کارو بار شوهرم از شانس من گرفت و پولدار شدیم بچه دار شدیم ولی هیج وقت با هم خوب نیستیم یا اونا اینجان یا منو میکشونه اونجا  و من مثل یه کلفت باید ببرمو بیارم و بشورمو بسابم کلا عروسو با کلفت اشتباه گرفتن البته خودشونم همینن فکر میکنن زندگی همینه فقط کل سفر سالیانه ما با اوناست بچم تیرویید گرفته رشدش خیلی کمه شوهر م میگه تقصیر توهه از بس عصبی هستی احساس گناه بهم میده من چه کنم که با فرهنگ اونا نمیتونم کنار بیام در ظاهر کنار میام ولی در باطن عصبی شدم بچمم داره اذیت میشه یه عید آرزو به دلم موند یه شفر دوتایی بریم خستگی سالیانه از تنمون در بره باید بشینم ببینم اونا چه برنامه ای دارن هرجی هست بگم باشه که اوقاتم تلخ نشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز