امشب بعداز چند سال رفتیم خونه خواهرم شام
خودش بادخترش زندگی میکنه
به هوای تولد دخترش
خواهر کوچیکم داشت عکس میگرفت ،پسر کوچیکم رو زمین بود پاش خورد به صورت بچه به لحظه
شوهرم یه برنامه ای بپا کرد که نگوووو
درجا لباس پوشید گفت جمع کن بریم و کلی دادو فریاد و فحش و بدون خدافظی بچه رو گرفت و رفت
تا منو پسر بزرگم بریم
بیچاره بابام ،خواهرم گفت رفتین کلی گریه کرد
خیلی ناراحتم 🥺🥺🥺
الانم خواستم بخوابونم اومد و بردش
میگه ناراحتی گورتو گم کن
فککردی یه بچه زاییدی چیکار کردی در صورتیکه همه جور سازی میزنن با پسرم منم باهاشون میرقصم
چرا نباید جایگاه داشته باشیم تو زندگی
وسیله ایم براشون 🥺😞
بچه که خداروشکر چیزیش نشد
یه تشکرم نکرد از خواهرم با اون همه زحمت