مامان بابام مریضن برادرام هزار تا مشکل دارن خودم ۱۵ سالمه فقط دارم درد کشیدنشون رو می بینم😭 اوضاع درسی که افتضاحه بهم سختگیری میکنن برای جیزای الکی با افرار قدیمیشون دارم پیر میشم یه دلخوشی کوچیک هم ندارم
خانواده مامانم که باهاشون رابطه نداریم
خونواده پدرم که همش با اوناییم اوضاعش داغونننن
نزدیک ترین فرد بهم دختر عمومه که بیچاره مشکلاتش کمتر از من نباشه بدتر نیس کمکی هم نمیتونم بهش کنم
دلم میخواد فردا بیدار نشم😭😭
حالم از این زندگی که هیچ شادی نداره بهم میخوره