به منم بگید من خودم رمانم اختلاف. سنیم با شوهرم ۱۰ ساله
اولین باری که پسرم رو بغل کردم یه حس متفاوت داشتم یه حس بکر یه حس وصف ناشدنی با خودم گفتم این ثمره ی ۹ ماه منه اون رو بعد از خدا من به این دنیا آوردمش مطمعنم به عضو جدید خانوادم هم این حس رو خاهم داشت
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یکی هست فک کنم دختره ۱۵ سالش بود پسره ۳۸ فک کنم اسم زمانه ازدواج اجباری بود اسم دختره و پسره هم بهار و کامران بود
اولین باری که پسرم رو بغل کردم یه حس متفاوت داشتم یه حس بکر یه حس وصف ناشدنی با خودم گفتم این ثمره ی ۹ ماه منه اون رو بعد از خدا من به این دنیا آوردمش مطمعنم به عضو جدید خانوادم هم این حس رو خاهم داشت
😂😂اتفاقا به نظر من خوبه البته تازگیا به دین نتیجه رسیدم
زندگیم خوبه ولی تو دوران بارداری کلا تغییر میکنم
اولین باری که پسرم رو بغل کردم یه حس متفاوت داشتم یه حس بکر یه حس وصف ناشدنی با خودم گفتم این ثمره ی ۹ ماه منه اون رو بعد از خدا من به این دنیا آوردمش مطمعنم به عضو جدید خانوادم هم این حس رو خاهم داشت