نمیدونم به چه امیدی باید زنده بمونم با پدرم زندگی میکنم تا حالا یه خواستگارم نداشتم وضع مالیم افتضاحه بابام سرکار نمیره خودم مث خر سگ دو میزنم که یه قرون پول دربیارم حتی سرمایه شروع یه کار درست حسابی ام ندارم قیافم معمولی و نسبتا خوبه محیط کارم پسر زیاده اما حتی یه نفرم تاحالا عاشقم نشده نمیدونم چرا بابام یه روز خوش برام نزاشته ازش متنفرم و ارزوی مرگشو دارم
سلام عزیزم میدونم خیلی سخته ولی به خدا ،خونه ی پدر خیلی بهتر از یه ازدواجه اشتباهه خدا بزرگه انشالل ...
مرسی عزیزم ولی دگ امیدی ندارم اگه قرار بود گسی بیا تاحالا اومده بود میدونم که تا اخر عمرم قراره کلفتی بابام و نوکری مردمو بکنم اما این چیزی نبود که از زندگیم میخواستم