یه کاری هست به اسم نامه به فرشته درون، اینجوریه که به فرشته درون اون شخص نامه مینویسی و درخواست هاتو ازش ازش مینویسی و میزاری کنار تا یه مدتی تکرار میکنی و یجورایی جوابدهی هم داره، خلاصه من ازینا چند وقت پیشا برای دوست پسرم نوشته بودم، اسم طرف هم توش بود طبعا، همشم ازین چیزا بود که توجه بیشتری کنه محبت بیشتری کنه رابطه ررو فلان کنه،، بعد نامه هارو تا زده بودم تو جیب یکی از میقام بود که کسی نبینه،.. حالا دیشب باید یه مبلغی رو برای بابام کارت به کارت میکردم، متاسفانه وقتی داشتم میرفتم بیرون کارته جا موند تو خونه، بدبختی دقیقا تپ همون کیفی که این نامه های کوفتی توش بودن، خلاصه بابام زنگ زد که چرا نریختی پوله رو گفتم کارته تو خونس و فردا خود کارتو ببر، دیگه بابام ول نکرد الا و لللله که الان پیدا میکنم از تو وسیله هات داداشت ببره کارت به کارت کنه.. هرررچی گفتم که ول کنه ، آخر رفت کارتو پیدا کرد.. وقتی قضیه کارت حل شد یه بیست دقیقه بعد زنگ زد گفت الان با دوستتی؟ قشنگ معلوم بود نشسته فکر کرده بعد زنگ زده، گفتم ازه فلان جاییم داریم خرید میکنیم چرا؟ شروع کرد چرتو پرت گویی که اره اگه با یه پسری آشنا شدید اسم و اسم و اسم مامان باباشو بپرسید یوقت نامرد نباشه و همچین چرتو پرتای بی ربطی گفت یهو این وسط، همشم با حالت خنده، منم فهمیدم دیده نامه هارو و هی گفتم باشه باشه قطع کردم، رفتم خونه دیدم بله زیپی که نامه ها توش بود بازه🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️ اصلا هضم نمیکنم این قضیه رو ابروم رفتتتت، کلی چرتو پرت نوشته بودم تو نامهه، اسم فامیل کیسم کامل بود حالا میره آمار در میاره، نمیخواستم فعلا علنی شه، اصلا خیلی خجالتم میشه که خونده نامه هارو ، احتمالا بازم حرفشو بزنه بیشتر خجالتم بده… پدر من چکار داری تو وسیله های منو بگردی اخه اه