سلام دوستان
من ۴ ماه دیگه عروسیمه همه چی اوکیه فقط یه مشکل بزرگ دارم
خونمون از خونه مامانم دوره و این خونه هم تو یه منطقه جدیده ک همه اطرافش کوهه من هم همیشه ترس از تنهایی دارم و تا دلتون بخواد ترسو هستم شوهرمم شغلش اینجوره که ۶ صبح میره ۶ غروب میاد من از الان استرس دارم چجوری تنها بمونم چجوری با ترسم مقابله کنم خونمون هم خیلی بزرگه این بزرگ بودنش بیش تر میترسونتم همش میترسم دزدی جنی چیزی بیاد تو خونه من تنها باشم دارم دیوونه میشم از این فکرا چکار کنم بنظرتون