2777
2789
عنوان

وقتی ک من پذیرفتم :

259 بازدید | 1 پست

سالها و سالها در کنار آدم هایی از زندگیم بودم ک هیچ وقت  من اولویت براشون نبودم خودم میدونستم اولویت نیستم ولی باز رهاشون نمی کردم چون می ترسیدم از تنهایی می ترسیدم از بی کسی میدونی خیلی سخته ک از چیزی خوشت بیاد ولی کسی نباشه ک بهش بگی از فلان چی خوشت اومده از فلان لباس از فلان غذا و اینکه روزی حالت خوب نیس ولی کسی نباشه که بهش بگی حالت بده ....خلاصه در تمام این سالها من ترسیدم و نتیجه و حاصلش شد آویزوون شدن به بقیه وابستگی به بودن بقیه  در یه تلنگر متوجه شدم ک من بودن و نبودنم برا کسایی ک اولویت من هستن ولی من الویت شون نیستم مهم نیست در نتیجه تصمیم گرفتم تنها باشم و بی کس باشم

بعداز ۵سال بودن توی نی نی سایت خدایی نفهمیدم کاربرا چه اصراری دارن دروغ بگن ...یا حرفی نزن یا شبیه حرفات باش. 

فکر میکردم توی تنهایی و بی کسی درد و غم ولی وقتی تنها شدم دیدم من خودم دارم من وقتی غذایی دوست دارم برای احترام به خودم اونو درست میکنم وقتی کاری رو دوست دارم بخاطر خودم اون کار رو انجام میدم وقتی لباسی دوست دارم بخاطر خودم اون رو میخرم  بخاطر خودم اونو می پوشم جالبه حالا من برای خودم مهم شدم وچقدرررررررر تجربه خوبی بود ک توی ۲۴ سالگی اونو بدست آوردم خواهشا خودتون رو دوست داشته باشید و برا خودتون زندگی کنید دوست های قشنگ من حال خوب خودتون به بودن بقیه گره نزنید

بعداز ۵سال بودن توی نی نی سایت خدایی نفهمیدم کاربرا چه اصراری دارن دروغ بگن ...یا حرفی نزن یا شبیه حرفات باش. 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز